برچسب:
نویسنده: هیراد اسدیپور
+ تولدت مبارک جانانمقسم به همه ی لحظه های دیدنت و از ذوق به فنا رفتن...همه ی خستگی هایی که تو از من به در کردی...همه ی گلایه هایی که وقتی دیدمت یادم رفت بهت بگم...همه ی چیزایی که ازت میخواستم و وقتی بهت رسیدم دیگه جز خودت چیزی نمیخواستم..همه ی شبایی که با فکرت خوابیدم...همه ی ملودی هایی که گوش دادم و تو یادم اومدی...همه ی حسین مولا های وسط هیئت حاج محمود...همه ی بدو بدو هام برای رسیدن به مجلس عزات...همه گریه هام....همه استرس هام...همه ترس هام که نکنه این اربعین دوباره نبینمت...همه ی اون سه سال دوری....همه ی وقتایی که نگات کردم و گفتم دور سرت بگردم...قسم به هرچی گفتم و نگفتم...هرچی توی دلم موند و نمیتونم بگمکه تو منو هل دادی توی زنده بودن...توی آدم بودن...یه روزی یه دری رو باز کردی و....تموم!تو منو از نو ساختی...ساختی و هر سال ویران کردی....مثل تو ندیدم توی زندگیم...و میدونم هرگز با مثل تویی آشنا نخواهم شد...هرچی دارم از تو دارم...همه اون وقتا که تو منو دیدی...تو منو یاد کردی...تو اسمم رو آوردی...تو اسمم رو نوشتی....حالا سالهاست شبهای سوم شعبان ؛ روی ابرها راه میرمو مدتهاست که زندگی کردنِ بدون حسین ، پسر ابوتراب رو فراموش کردمالهی بمونی برام...برای همه ی عمرم بمونی...برای همه ی دنیام...همه ی بهشتم...عزیز جانم.... :)+ تا سحر بیدارم امشب....پا روی ابرا میذارم امشب....کلیک
برچسب:
نویسنده: هیراد اسدیپور